حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )
218
الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )
تصرف روم و ارمنستان . اينجاست كه حقايق كشف مىشود . توضيح اينكه : هيتوم ، پادشاه ارمنى قيليقيه كه خود به قراقورم آمد و نيروهايش را در اختيار منگوقاآن گذارد تا همگى به جهان اسلام يورش برند ؛ يعنى كسى كه از كارهاى گذشتهء مغولها نسبت به غير مسلمانان در آسياى صغير چشمپوشى كرد ، اينك به آنها پيشنهاد انعقاد پيمان براى مبارزه و جنگ با مسلمانان مىكند ؛ هيتوم پادشاه قيليقيه كه صليبى بودن عقل او را گرفته و تعصب جلوى چشمان او پردهاى انداخته تا حقايق را نبيند ، در مقابلش چيزى جز دشمنى با اسلام را نمىبيند ؛ همان كسى كه چشمانش خونهاى مسيحيان را كه مغولها در كرج واقع در كوههاى قبق و همچنين در ارمنستان در دشتهاى آناتول به زمين ريختند ، نمىبيند . . . همانكه ديگر هيچ يك از اين موارد را نمىبيند و تمامى آنچه مىبيند عبارت است از اسلام و مسلمانان و كينهاى كه در قلبش نسبت به اين دو وجود دارد ؛ آرى هيتوم به قراقورم مىآيد و از مغولها مىخواهد به اتفاق يكديگر با شمشيرهاى آهيخته در صفى واحد به سرزمينهاى اسلامى يورش برند مغولها از او به گرمى استقبال كرده ، آنها را به اين كار تشويق مىكنند و او با گستاخى بيشتر و آرزوى فراوان به قيليقيه مراجعت مىنمايد . هيتوم نمىدانست نيرنگ خورده است . او نمىدانست كه در پشت اين لبخندهاى درخشان كه بر صورت منگوقاآن نقش بسته است ، عزم بلعيدن او و قومش وجود دارد . او نمىدانست كه نقشه ، مرحله به مرحله اجرا مىشود و يكى از مراحل آن حمله به كشور ارمنهاست ! سبكمغزى و دورى از انسانى : از دستورهايى كه از طرف منگوقاآن به برادرش هلاكو صادر گرديد ،